روز پنجم (گیسوم ، اسالم )

دوشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۳ | بازدید: 1700

بعد از گپی بسیار دلنشین با استاد کوچکپور مسیرمان را پیش گرفتیم. جنگل گیسوم با زیبایی های فریبنده و درختان سر به فلک کشیده اش انگیزه ای شد تا در مسیرش دل بسپاریم، جنگل را سکوتی فرا گرفته بود و صدای پرندگان از لابلای آن آنچنان آرامشی را به تو انتقال می داد که دوست داشتی در سایه سار درختان به خواب عمیقی فرو بروی، همیشه طی کردن جاده های جنگلی حس کارتن آلیس در سرزمین عجایب را برایم تداعی می کرد و این بار نیز این چنین بود انتهای این مسیر به بیکران می رسید پیوندشان بسیار مبارک بود و ما را در شادمانی به هم رسیدنشان شریک کردن دریا و جنگل

 


اما این شادمانی پایدار نبود کمی آنطرفتر صدای تیشه تبر طنین صدای خوش جنگل را در هم می شکست

 

می زد و می زد، تیشه به ریشه درختان می زد، پرندگان نیز خاموش شده بودند انگار با ترس نظاره گر بودند...

بوی بلال و صدای ترق،ترق چوب ها در آتش و استقبال مسافران گذری انگیزه مرد را برای تبر زدن بیشتر می کرد

بدون شرح

بدون شرح



حال و روز مسکن مهر هم دسته کمی از این درختان نداشت

دیر رسیدیم درختان را به دار آویخنه بودند